یک لبخند یا یک سلام ساده
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٩  کلمات کلیدی: داستان

در امتحان پایان ترم دانشکده پزشکی، استاد ما سوال عجیبی مطرح کرده بود. من دانشجوی زرنگی بودم و داشتم به سوالات به راحتی جواب می دادم تا به آخرین سوال رسیدم،نام خانم نظافتچی دانشکده چیست؟

 

سوال به نظرم خنده دار می آمد. در طول چند سال گذشته، من چندین بار این خانم را دیده بودم. ولی نام او چه بود؟!

 

من کاغذ را تحویل دادم، در حالی که آخرین سوال امتحان بی جواب مانده بود.پیش از پایان آخرین جلسه، یکی از دانشجویان از استاد پرسید: استاد، منظور شما از طرح آن سوال عجیب چه بود؟

 

استاد جواب داد: در این حرفه شما افراد زیادی را خواهید دید. همه آنها شایسته توجه و مراقبت شما هستند، بـاید آنها را بشناسید و به آنهـا محبت کنید حتـی اگر این محبت فقط یک لبخنـد یا یک سلام دادن ساده باشد.

من هرگز آن درس را فراموش نخواهم کرد!