ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳۱  کلمات کلیدی: داستان

قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند.

ما قلب ها از ترس می میریم. تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند، یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند، چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم.

«قلب من از رنج کشیدن می ترسد»

 ***

 همیشه به قلبت بگو : که ترس از رنج از خود رنج بدتر است و تاریکترین لحظه شب ، لحظه قبل از طلوع آفتاب است.