زندگی ساده است
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۸  کلمات کلیدی: داستان

گاهی اوقات می شود راحت زندگی کرد ، هزینه ای هم ندارد.
اعصابت خرد خاکشیر شده است . به قول خودت کسی تو را درک نمی کند!

بلند شو یک دوش آب سرد دوای این وقت های بی حوصلگی ست. دوش گرفتی بیا یک چایی هم دم کن ، بدجور می چسبد. به چیزی هم فکر نکن.

چیزی کم دارد انگار. یکی موسیقی آرام که بریزد روی تارهای عصب و پلکی که آرام می نشیند روی چشم و کمی روح را از منگنه ی زندگی آزاد می کند. همین چند لحظه ...


چای را آرام آرام بنوشی و کمی پوستت گل بیاندازد و فکرت را بگذاری کمی دم در معطل بماند وقت زیاد است برای فکر ، این دم را دریاب .

 

زندگی ساده است ، حتی وقتی طعم ندارد ، حتی وقتی بویش لابلای بوهای دیگر گم شده است . زندگی فقط نیاز دارد کسی تحویلش بگیرد ، کسی بفهمد هست ، کسی بگذارد از لابلای عادت سرکی بکشد ، نفسی تازه کند. زندگی مثل یک نهنگ یزرگ است یکبار که نفس بگیرد تا روزها زیر مشکلات دوام می آورد ، زندگی ساده است .... ......یک بار امتحان کن!

زندگی ساده است ، اگر لابلای عادت از یاد من و تو نرود.