این روزا
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳  کلمات کلیدی: داستان ، جملات کوتاه

یه چند روزه همه چیز یادم می ره . می خوام بنویسم ولی یادم نمیاد چی میخوام بنویسم ......ایکاش می دونستم میخوام چی بنویسم.حتمن چیز قشنگی بوده که می خواستم بنویسم ...  

یه جائیش با چرا ، با چطور شروع میشد، میومدم بگم راهی که رفتم گم کردم  راه دیگه ای هم پیدا نمیکنم......... گمونم یه کسی رو یه جایی گم کردم ولی یادم نمیاد کجا............باید بگردم پیداش کنم ولی یادم نیست که گمش کردم یا نه...

بقیش یادم نیست...

تو آینه که نگاه میکنم ، یکی همش بهم زل زده . یادم نمیاد کیه. شاید اونم مث من یه کسی رو گم کرده .

ایکاش می دونستم چرا ...

این روزا همه چیز یادم میره .